دولت افغانستان برای امضای پیمان امنیتی با آمریکا، «لویه جرگه مشورتی» را با حضور 2500 تن از نقاط مختلف افغانستان در کابل برگزار کرد تا در مورد امضای این پیمان مهم امنیتی مشورت دهند.
جرگه مشورتی، پس از چهار روز رایزنی و مطالعه به طور کلی با امضای پیشنویس این پیمان موافقت خود را اعلام کرد، اما در نحوه امضای این پیمان شرطهای زیادی در نظر گرفته شد.
تغییر در موارد زیادی از مفاد این پیمان، بوجود آوردن صلح در افغانستان، تأمین امنیت، برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه ریاست جمهوری، سپردن زندانیان «گوانتانامو» به دولت افغانستان، توقف فوری عملیات نظامی به منازل مسکونی و محاکمه نظامیان خارجی در صورت مرتکب شدن جرم در داخل خاک افغانستان از جمله شروط مهم این جرگه بود که طی یک قطعنامه اعلام شد.
استناد آمریکا و دولت افغانستان به مشورت لویه جرگه
اکنون دولت افغانستان، با احترام به مشورت جرگه مشورتی، اعلام کرده است: تا زمانی که شروط یاد شده در قطعنامه جرگه بر آورده نشود، این پیمان امضا نخواهد شد.
«اوباما» در ابتدای برگزاری لویه جرگه مشورتی با ارسال نامهای به مردم و دولت افغانستان متعهد شد که حملات نظامیان آمریکایی به منازل مسکونی مردم افغانستان تکرار نخواهد شد و کرزی نیز در سخنرانی اختتامیه لویه جرگه مبنی بر تعهد اوباما به مردم افغانستان اعلام کرد که از امروز دیگر هیچ نظامی آمریکایی وارد خانههای مردم افغانستان نخواهد شد، هیچ حملهای به منازل مسکونی صورت نخواهد گرفت و هیچ غیر نظامی توسط نظامیان آمریکایی کشته نخواهد.
علیرغم این تعهدات و در حالی که لویه جرگه مشورتی در کابل جریان داشت، نظامیان آمریکایی با انجام عملیات در ولایت «ننگرهار»، 2 غیرنظامی افغان را کشتند و پس از آن بر اثر حمله پهپادهای این نظامیان در ولایت هلمند یک کودک کشته و 2 زن زخمی شدند که واکنش شدید دولت افغانستان و کرزی را با خود داشت.
از طرف دیگر، آمریکاییها با استناد به تأیید لویه جرگه در امضای پیمان امنیتی تأکید دارند تا این پیمان باید سریعتر به امضا برسد و از تصویب لویه جرگه به عنوان خواست مردم افغانستان برای بقای نظامیان خود در افغانستان استفاده میکنند.
حقیقت چیست و جرگه چگونه تصمیمگیری کرد؟
تردیدی وجود ندارد که لویه جرگه مشورتی با نفس امضای پیمان امنیتی با آمریکا موافقت خود را اعلام کرد، اما این موافقت لویه جرگه مشورتی همراه با شرایط خاصی بود که از سوی آمریکا نادیده گرفته شده است.
به عبارت دیگر، لویه جرگه مشورتی موافقت بدون قید و شرط خود را با امضای این پیمان اعلام نکرد، بلکه امضای آن را مبتنی بر شرایطی دانستند که اکنون از سوی دولت افغانستان در نظر گرفته شده است.
اکنون آمریکا هیچ اظهار نظری در مورد شرایط لویه جرگه نکرده و نگفته است که سرنوشت شرایط این جرگه برای امضای پیمان امنیتی چه خواهد شد و تنها اصرار بر امضای آن میکند.
واقعیت این است که آمریکا شرایط لویه جرگه در مورد حضور در افغانستان و امضای پیمان امنیتی را در نظر نگرفته است.
حتی میتوان فراتر رفت و گفت که لویه جرگه مشورتی متن پیشنویس این پیمان را نیز تأیید نکرد و به صورت کل خواهان تغییر در متن این پیمان شد.
اکنون اگر تصمیم و مشورت لویه جرگه مشورتی در مورد ادامه حضور نظامیان آمریکایی و تأیید امضای پیمان امنیتی، دارای مشروعیت بوده و قابل احترام تلقی میشود، پیشنهاد و مشورت این جرگه در مورد تغییر مفاد و شروط امضای این پیمان نیز باید مشروعیت داشته و قابل احترام باشد.
تلاش آمریکا برای ادامه حضور در افغانستان
پس از آن که کشمکش بر سر امضای پیمان امنیتی کابل-واشنگتن بالا گرفت و دولت افغانستان از امضای این پیمان قبل از برگزاری انتخابات و بر آوردهشدن شرایط یاد شده، خودداری کرد، آمریکا برای وادار نمودن کرزی به منظور امضای این پیمان، فشارهای گوناگونی را به دولت افغانستان وارد کرد.
سفر مشاور امنیت ملی به کابل
«سوزان رایس»، مشاور امنیت ملی آمریکا، به منظور جلب نظر کرزی، سرزده وارد کابل شد و در ملاقات با رئیس جمهور افغانستان از وی خواست تا این پیمان را سریعتر امضا کند.
همزمان سخنگوی کاخ سفید نیز اعلام کرد که در صورت عدم امضای این پیمان، خروج کامل نظامیان آمریکایی از افغانستان، تنها گزینه است که آمریکا میتواند اتخاذ کند.
یعنی آمریکا کرزی را به خروج کامل نظامیان آمریکایی از افغانستان تهدید کرد که میتواند پیامدهای زیادی را به دنبال داشته باشد، اما این سفر نه تنها مؤثر واقع نشد، بلکه رایس مأیوسانه به آمریکا بازگشت.
امضای پیمان امنیتی با فردی غیر از حامد کرزی
آمریکا پس از آنکه متوجه شد که سوزان رایس نتوانست رضایت کرزی را برای امضای این پیمان جلب کند و این ترفند مؤثر واقع نشد، مقامات آمریکایی دست به جنگ روانی زده و اعلام کردند که آمریکا در نظر دارد تا این پیمان را با فردی غیر از کرزی امضا کند.
با در نظر داشت این که امضای چنین پیمان مهم و سرنوشتسازی، تنها در اختیار و صلاحیت رئیس جمهور افغانستان است و بدون اجازه وی کسی نمیتواند آن را امضا کند، زیرا مشروعیت و اعتبار نخواهد داشت- این ترفند نیز در حد یک شایعه در سطح رسانهها باقی ماند.
قطع مواد سوختی و تدارکاتی ارتش و پلیس افغانستان
آمریکا برای دست یافتن به اهداف خود که حضور نظامی در افغانستان از طریق امضای پیمان امنیتی است، قدم را فراتر گذاشته و نیروهای نظامی افغانستان را هدف قرار داد و تأمین مواد سوختی ارتش و پلیس ملی افغانستان را قطع کرد.
ریاست جمهوری افغانستان 2 روز قبل با انتشار اطلاعیهای این اقدام آمریکا را به منظور افزایش فشار برای امضای این پیمان دانسته گفته بود که همکاری میان 2 کشور از طریق اعمال فشار و تهدید نمیتواند کارساز باشد، بلکه امضای این پیمان باید براساس همکاری صورت گیرد.
از آنجایی که این اقدام آمریکا واکنش شدید مردم افغانستان را به همراه داشت و آن را خلاف تعهد آمریکا در قبال مردم افغانستان دانستند، آمریکاییها دست به انکار زدند.
چهارمین اقدام/ یک قدم فراتر از گذشته و هشدار دهنده
پس از آنکه تمام ترفندهای 10 روز گذشته از سوی آمریکا، مؤثر واقع نشد، این بار سازمان نظامی «ناتو» به حمایت از آمریکا بر امضای فوری این پیمان تأکید کرد.
دبیرکل سازمان ناتو، «اندرس فوگ راسموسن»، روز گذشته از قطع کمکهای جهانی به افغانستان در صورت عدم امضای پیمان امنیتی با آمریکا، هشدار داد.
وی از حامد کرزی خواست تا پیمان امنیتی کابل-واشنگتن را بیدرنگ امضا کند و در غیر این صورت ادامه کمکهای جهانی به افغانستان، ممکن است با خطر رو به رو شوند.
به گفته راسموسن، امضای این پیمان پیوند مستقیمی با چگونگی مأموریت نظامیان خارجی پس از سال 2014 در افغانستان دارد.
اقدامات بعدی آمریکا چه خواهد بود؟
حال سؤال این جا است که اگر دولت افغانستان بازهم در مقابل خواستههای آمریکا سرتعظیم نکند، اقدامات بعدی آمریکا چه خواهد بود؟ آیا واقعاً افغانستان را ترک خواهد کرد یا ترفندی دیگری را به کار خواهد گرفت؟
به نظر میرسد که آمریکا بیش از این خود را مقابل مردم و دولت افغانستان قرار نخواهد داد، بلکه با وارد آوردن فشار مالی و ناامن جلوه دادن و حتی ناامن کردن افغانستان، مردم با احساس ناامنی در مقابل دولت افغانستان قرار گیرند.
آیا آمریکا به اهداف خود در افغانستان دست یافت؟
یکی از اهداف رسانهای آمریکا، از حضور در افغانستان، مبارزه با تروریسم و «القاعده» بود که از این گروه به عنوان عامل ناامنی، تروریسم و وحشت در جهان یاد شده است.
اکنون سؤال این است که آیا آمریکا به هدف خود که همان نابودی القاعده و طالبان در افغانستان بود، رسیده است؟ و آیا طالبان در افغانستان دیگر به عنوان تهدیدی برای جهان و مردم افغانستان به شمار نمیرود؟ آیا بار دیگر افغانستان به پایگاه تروریستان تبدیل نخواهد شد؟
این مسائل سئوالاتی است که در مورد حضور آمریکا در افغانستان و خروج نظامیان این کشور از افغانستان مطرح میشود.
اگر هدف اصلی آمریکا مبارزه با تروریسم است، چرا بر امضای این پیمان اصرار دارد.
«قیوم سجادی» کارشناس افغان در این زمینه معتقد است که آمریکا افغانستان را ترک نخواهد کرد و اصرار بر امضای پیمان امنیتی به منظور مشروعیت بخشیدن به اهداف این کشور است.
وی معتقد است که آمریکا در تلاش است تا با امضای این پیمان حضورش را در افغانستان ماندگار سازد.
راه حل
همکاری صادقانه افغانستان و کشورهای همسایه و منطقه با یکدیگر یکی از گزینههایی است که میتواند افغانستان و منطقه را از بحران رهایی بخشد.
سفر «نواز شریف»، نخست وزیر پاکستان به افغانستان و سفر احتمالی «حامد کرزی» به جمهوری اسلامی ایران نمونههای از تلاش برای حل مشکلات منطقه به دست کشورهای منطقه است.
همچنین کارشناسان بر این باورند، در صورت همکاری کشورهای منطقه و افغانستان در کمک به حل بحران، نه تنها افغانستان و مردم این کشور از حضور نیروهای خارجی بینیاز میشوند بلکه سایه حضور این نیروها و کنترل بر این بخش مهمی از جهان از سر کشورهای منطقه برداشته خواهد شد.