پاکستان کشوری است که از زمان تاسیس همیشه نقش اساسی در تحولات کشور ما داشته است و مهمترین سیاستش این است که ناامنی در افغانستان یعنی برجستگی نقش اسلام آباد در منطقه. به همین جهت هم تمام تلاش سازمان استخباراتی پاکستانی در این چند دهه ی اخیر بی ثباتی و ناآرامی در دولت کابل بوده است که این مدعا هیچ ادعایی به اثبات ندارد و مثل روز روشن است.
بخش عمده ای از این دخالتهای پاکستانی ها نیز مربوط به مساله دیورند است که در ذیل نگاهی داریم به این موضوع:
در زمان حکمرانی امیر عبدالرحمن خان در افغانستان، طی معاهدهای با هند تحت استعمار بریتانیا تعیین شد. اما بعد از به وجود آمدن کشور پاکستان، حکومت وقت افغانستان، این خط را به رسمیت نشناخت و هنوز بین دو کشور افغانستان و پاکستان بر سر مسایل مرزی (خط دیورند) اختلافاتی وجود دارد که گاهی باعث بروز مشکلات جدی بین دو کشور گردیدهاست.
حکومت افغانستان خواستار حل این مساله از طریق سازمان ملل متحد و رای اقوام دو طرف مرز استولی حکومت پاکستان خواستار به رسمیت شناختن این خط از طرف حکومت افغانستان میباشد و به همین خاطر گهگاهی به علت معاندهای که در این زمینه بین دو کشور بوجود آمده است، حملات موشکیای بسوی افغانستان روا میدارد.
دولت افغانستان بارها به سازمانملل متحد شکایتها کرده است لکن هیچ واکنشی از سوی جوامع بینالملل نشان داده نشده است. این حملات که بعضی از آنها سالها به طول میانجامد باعث بی خانمان شدن افراد زیادی از مردم افغانستان در منطقه «کنر» شده است. منازعه با پاکستان بر سر مرز دیورند که پس از تشکیل آن کشور آغاز شد، یک منازعه ی تاریخی محسوب می شود. ریشه های این منازعه به گذشته های طولانی و قبل از ایجاد و تاسیس کشور پاکستان بر می گردد.
کشمکش بر سر آن سوی دیورند ریشه در سه قرن گذشته دارد و این نخستین دهه ی قرن 21، چهارمین قرن آغاز و استمرار منازعه بر سر مناطق و سرزمین هایی در مشرق و جنوب کشور محسوب می شود که پس از سال 1893 منازعه ی دیورند نام گرفت. البته درگیری افغانستان در طول این سده های متوالی در منازعه ی آنسوی دیورند سیر و پیامد مختلف و متفاوت داشته است. این تفاوت در حاکمیت و عملکرد زمام داران کشور و در دوره های مختلف زمام داری آنها قابل بررسی و مطالعه است.
حاکمان و زمام دارانی که زمانی در آنسوی دیورند به لشکر کشی و جنگ دست زدند و به سلطه و سلطنت پرداختند، گاهی هزیمت و شکست را پذیرا شدند و در ازای ماندن بر سریر قدرت و یا دسترسی به قدرت چشمان خود را به بخشی از قلمرو سلطه و حکومت خود بستند و با زورمندان بیگانه ی زورمند تر از خود پیمان انقیاد و اطاعت عقد کردند. در فرصت های مختلف دیگر، آنها (زمام داران) و بسیاری از اولاد و احفاد مدعی امارت و سلطنت شان، رقابت و مناقشه بر سر تصاحب کرسی اقتدار را میان خود در مناطق مختلف از جمله در سرزمین های آنسوی دیورند ادامه دادند.این درگیریها کم و بیش همچنان ادامه دارد.
حال باید دید سیاست جناب اشرف غنی در قبال مساله دیورند چیست؟ آیا وی نیز مانند کرزی خود را به خواب آلودگی می زند که گویا هرگز چنین اراضی ای مربوط به خاک افغانستان نبوده و یا اینکه با اقدامی قاطع، قایله دیورند را برای همیشه خاتمه می دهد تا بلکه بدین طریق صلح و ثبات به کشور ما بازگردد.