اخبار برتر از افغانستان

افغانستان کشور من است کشور آرزوهای من برای آرامش و آسایش آن

اخبار برتر از افغانستان

افغانستان کشور من است کشور آرزوهای من برای آرامش و آسایش آن

فراز و فرود داعش در افغانستان ( بخش سوم )


تاریخچه داعش خراسان
1 جولای 2014، دو روز پس از اعلام خلافت توسط ابوبکر البغدادی، عبدالرحیم مسلم دوست، اولین فرد افغان بود که به صورت علنی به بغدادی پیشنهاد بیعت داد. پس از اعلام بیانیه رسمی مسلم دوست شماری از شبه نظامیان القاعده نیز که در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان پنهان شده بودند، حمایت خود را از خلافت بغدادی اعلام نمودند و اوایل سپتامبر نیز با انتشار جزوه ای با عنوان پیروزی از تاسیس خلافت اسلامی در ولایت های ننگرهار و کونر استقبال کردند و بدین ترتیب واقعیتی به نام داعش در افغانستان ظهور کرد.
مسلم دوست یکی از بومیان منطقه کوت در ننگرهار بود که همانند بسیاری دیگر از هم نسلان خود در مرزهای پیشاور بزرگ شد و در طول جهاد علیه شوروی در دهه 1980 مستقیما با حزب سلفی جماعت الدعوه و القرآن در ارتباط بود. وی علیرغم اینکه از اعضای طالبان نبود اما اواخر سال 2001 و اوایل 2002 در پاکستان بازداشت شد و به ایالات متحده تحویل داده شد و تا بهار 2005 در زندان گوانتانامو در بازداشت به سر برد و پس از آزادی مجددا به مناطق مرزی افغانستان و پاکستان بازگشت. در پاییز 2014، استراتژی توسعه داعش خراسان کاملا بر روی دیدارهای چهره به چهره با خانواده های سلفی در هفت یا هشت منطقه از ننگرهار متمرکز بود و مسلم دوست به همراه شماری از اعضای پیشین طالبان و روحانیون همفکر خود، اجرای برنامه های تبلیغی و دعوت را در مساجد و خانه های مردم هدایت می کردند. اگرچه داعش و دیگر سازمان های تروریستی برای توجیه اقدامات خود از ایدئولوژی سلفیت استفاده می نمایند اما بخش اعظم سلفی ها افراد صلح طلبی هستند و اخیرا نیز در کشورهایی مانند تونس و مصر در احزاب سیاسی اصلی کشور خود حضور پیدا کرده اند. در ننگرهار سلفی ها بخش کوچکی از جمعیت مردم را تشکیل می دهند؛ در هفت منطقه ننگرهار که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت، تعداد سلفی ها کمتر از 20 تا 30 خانواده بود که این تعداد چیزی در حدود کمتر از 5 درصد کل جمعیت ننگرهار را تشکیل می دهد. به هر ترتیب صِرف حضور سلفی ها و القای روایات ایدئولوژیک را نمی توان تنها دلیل ریشه دواندن داعش در ننگرهار نامید بلکه دلایل مختلفی در این امر دخیل بوده اند.
اول آنکه داعش خراسان نسبت به طالبان بار کمتری به مردم بومی تحمیل می نمود. داعشی ها غذای مورد نیاز خود را یا از پاکستان تهیه می کردند و یا با قیمت هایی با بالاتر از قیمت اصلی از بازار های محلی خریداری می کردند. داعش از مردم تقاضای مالیات نکرد و در شروع فعالیت خود نیز اجازه داد هم مدارس دخترانه و هم مدارس پسرانه به فعالیتشان ادامه دهند. این گروه در مجموع نسبت به طالبان باج کمتری از خانواده های محلی دریافت نمود. البته این روال از اواسط سال 2015 به شکل قابل ملاحظه ای تغییر کرد اما در برهه زمانی ابتدای حضور داعش، این گروه هم با دیده احترام با مردم محلی رفتار می کرد و هم وجود داعش از لحاظ اقتصادی برای مردم مثبت بود.
دلیل دو آنکه اگرچه داعش هر روز دست به اقدامات خشونت آمیز نمی زند اما همواره سطح بالایی از دیدگاه ها و لفاظی های خشونت بار در این گروه وجود دارد، چنانکه یکی از فعالان جامعه مدنی اذعان می دارد: داعش در حالی به مناطق ما آمد که سلاح بر دوش داشت و با بلندگوهای خود به تبلیغ علیه طالبان می پرداخت. اما در همان زمان انجمن های اسلامی صلح طلبی هم وجود داشتند که همان مطالب را بیان می نمودند و درباره عدم سازگاری دموکراسی و اسلام و حمایت از تشکیل یک خلافت صحبت می کردند و این باعث سردرگمی مردم جامعه گردید. حتی اساتید دانشگاه ننگرهار نیز بعضا همان مطالبی را به دانشجویان خود تدریس می کردند که داعشی ها در ماه های اول ظهور خود بر زبان می راندند.
دلیل سوم؛ اگرچه در دو سال گذشته و پس از ظهور داعش ثبات وضعیت امنیتی در ننگرهار کاهش یافته، اما پیش از آن نیز چشم انداز روشنی در انتظار این استان نبود. اگرچه در این ولایت جنگ تحت پرچم طالبان در جریان بود اما نگاهی دقیق تر نشان می دهد که ترکیبی از گروه های مسلح دیگر نیز در ننگرهار حضور داشتند که همگرایان آن ها گاهی رقیب هم بود و گاهی با یکدیگر ارتباط داشتند. از جمله این گروه های مسلح می توان به حزب اسلامی گلبدین حکمتیار اشاره کرد. همچنین در سال 2014 و پس از آغاز عملیات های نظامی ارتش پاکستان علیه سازمان های تروریستی، تعداد زیادی از اعضای گروه هایی مانند لشکر اسلام و تحریک طالبان به همراه خانواده هایشان وارد افغانستان شدند. علاوه بر این ها با توجه به نفوذ کمتر طالبان در ننگرهار تعدادی از گروه های کوچکی که به اعمالی چون آدم ربایی، اخاذی و راهزنی می پرداختند نیز در این ولایت حضور داشتند. اگرچه طالبان که خود را یک امارت اسلامی می دانست در ننگرهار نیز حضور داشت اما کنترل شورای کویته بر روی این ولایت در مقایسه با ولایت هایی مانند قندهار، اورزگان و هلمند که مراکز حیاتی طالبان و زادگاه بسیاری از رهبران هسته مرکزی این گروه محسوب می شدند، کمتر بود. وجود چنین شرایطی باعث گردید تا ننگرهار در مقایسه با سایر ولایت های افغانستان به محیط مساعد تری برای فعالیت داعش تبدیل گردد. از سوی دیگر دولت بر روی کمتر از 20 درصد شهرستان های تحت تصرف داعش در ننگرهار کنترل داشت. در واقع دولت تنها بر روی یک ناحیه کوچک از مناطق مرکزی ننگرهار تسلط داشت و در جاده های اصلی شریانی نیز چند پایگاه ایست بازرسی برپا کرده بود.
زمانی که داعش خراسان در بهار 2015 از قدرت کافی برای راه اندازی حملات هجومی برخوردار شد، اعضای این گروه از هدف قرار دادن نیروهای امنیتی افغان خودداری نمودند؛ این استراتژی باعث گردید پلیس و ارتش افغانستان خارج از روستاها باقی بمانند و داعش بتواند همه توان خود را بر روی مقابله با طالبان و ارعاب بومیان قبایلی و رهبران مذهبی متمرکز نماید. اتخاذ چنین سیاستی از سوی داعش باعث شد تا شایعاتی مبنی بر اینکه داعش خراسان را دولت افغانستان با هدف مقابله با طالبان ایجاد کرده است نیز منتشر گردد.
در جولای 2016 یکی از شبکه های تحلیلی افغانستان مدعی شد که سازمان اطلاعاتی افغانستان از سال 2014 به تلافی حمایت پاکستان از طالبان، حمایت از گروه لشکر اسلام و عناصر تحریک طالبان را در دستور کار خود قرار داده است. با این حال برخی از اعضای تحریک طالبان بعدها با داعش بیعت کردند و به عنوان قدردانی از این اقدام برخی از پست های مهم در تیم رهبری نیز از سوی داعش به آن ها واگذار گردید. لشکر اسلام نیز از سال 2015 اگرچه به صورت غیر رسمی اما به یکی از متحدان داعش خراسان تبدیل شد. در نیمه سال 2015 شایعات مربوط به حمایت خارجی از داعش خراسان پر رنگ تر هم شد و روایت هایی هم توسط طالبان و هم توسط دولت افغانستان شنیده شد مبنی بر اینکه داعش خراسان توسط سرویس اطلاعاتی پاکستان ایجاد شده و هدف از تشکیل آن هدایت عناصر تحریک طالبان در مناطق مرزی و در نهایت تضعیف دولت افغانستان به خصوص در خط دیورند است.
نگاهی به شرایط هلمند در همان زمان
در همین زمان حدود 500 متری جنوب غرب ننگرهار و در کانون قدرت طالبان، هلمند، عبدالرئوف خادم در تلاش بود به صورت موازی با ننگرهار در هلمند نیز جبهه هایی برای داعش ایجاد کند. خادم برخلاف مسلم دوست یک فرمانده نظامی آبدیده شده در میدان های نبرد بود و از دیرباز با طالبان همکاری داشت. وی اواخر دهه 1990 هدایت گروهی از مبارزان طالبان را بر عهده داشت و در نهایت نیز پاییز 2001 خود را تسلیم نیروهای عبدالرشید دوستم نمود. گزارش ها نشان می دهد وی دهم فوریه سال 2002 تحویل زندان گوانتانامو گردید. خادم در طول دوره بازداشت صرفا خود را به عنوان یک سرباز پیاده وانمود کرد. در دسامبر 2007 وی از گوانتانامو آزاد و تحویل افغانستان داده شد اما چندی بعد از بازداشت خانگی فرار کرد و ابتدا به پاکستان رفت و سپس در سال 2009 به منطقه کَجَکی زادگاه خود در هلمند بازگشت. پس از حضور دوباره در هلمند، خادم دوباره تبدیل به همان فرمانده خشن گردید اما این بار ایدئولوژی افراطی سلفی را نیز برگزیده بود. به گفته یکی از اعضای خانواده خادم، تفکرات او در زندان گوانتانامو تغییر کرد چراکه پس از بازگشت به خانه اولین اقدامی که انجام داد تخریب یک زیارتگاه در کجکی بود. شایان ذکر است که در اعتقادات سلفی ها عبادت زیارتگاه ها ممنوع می باشد. رهبران طالبان اگرچه می دانستند که تفکرات خادم تغییر کرده است اما با این حال تمایلی به کنار گذاشتن یکی از فرماندهان موثر خود نداشتند؛ از این رو تلاش نمودند تا به روش خود به اصلاح وی بپردازند؛ بدین منظور ابتدا برخی از علمای اسلامی خود را برای مباحثه با خادم به سوی وی روانه کردند و سپس سعی نمودند ملاقات های سطح بالایی را با وی ترتیب دهند. خادم این قرار ملاقات ها پذیرفت اما از سوی دیگر نیز به صورت مخفیانه در حال القای جهاد سلفی به فرزندان، دوستان نزدیک و افراد تحت فرمان خود بود. یکی از همکاران وی در این رابطه اذعان نمود که خادم می دانست که نمی تواند به صورت علنی مطابق عقایدش عمل کند چراکه از طرفی حمایت مردم را با خود نداشت و از طرف دیگر طالبان نیز او را تحت فشار قرار می داد، به همین دلیل حدود سه یا چهار سال زمان برد تا وی توانست شرایط مد نظر خود را ایجاد کند.
در آوریل 2014 عبدالقیوم ذاکر همکار خادم و رییس کمیسیون نظامی طالبان توسط ملا اختر منصور رهبر وقت طالبان اخراج گردید. مقامات امنیتی افغان معتقدند، ذاکر همواره خادم را به جدا شدن از طالبان تشویق می کرده است. مدتی پس از اخراج ذاکر، خادم با استفاده از یک پاسپورت جعلی که از پاکستان بدست آورده بود راهی عراق شد و در آنجا با نمایندگان داعش دیدار کرد. پس از بازگشت خادم از عراق ناگهان پول فراوانی به افراد تحت فرمان وی تزریق شد. تقریبا در همین زمان بود که عبدالرحیم مسلم دوست نیز در یکی از بازارهای تریاک منطقه کجکی، زادگاه خادم حضور داشت.
گروه خادم با 300 مرد مسلح در ژانویه 2015 فعال شد و ابتدا یکی از مولاهای طالبان را به اتهام نوشتن تعویذ (عباراتی اغلب مکتوب از آیات قرآنی و ادعیه برای در امان ماندن از شر و بلاها ) مورد ضرب و شتم قرار دادند، سپس یکی از فرماندهان طالبان را به قتل رساندند و پس از آن چند سرباز ارتش ملی افغانستان را دستگیر و اعدام نمودند. یکی از مقامات امنیتی افغان که در زمان خادم اقدامات وی را دنبال می کرد اذعان نمود که شمال هلمند به عنوان نقطه شروعی برای داعش تعیین شده بود. اگرچه طالبان از اظهار علنی فعالیت داعش در هلمند خودداری می کرد اما مبارزان طالبان در ژانویه و اوایل فوریه 2015 با مردان خادم در هلمند درگیر شدند و تلفات سنگینی به آن ها وارد نمودند. سرانجام نهم فوریه 2015 خادم در حملات پهبادی آمریکا کشته شد. پس از مرگ خادم اعضای خانواده و افراد گروهش به استان فراه پناه بردند که در آنجا نیز در منطقه خاک سفید هدف حمله افراد طالبان قرار گرفتند و در نهایت نفرات باقی مانده به کوهستان های استان غور و پاکستان فرار کردند.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.